اس ام اس و جک داستان جدید - ازدواج پیرزن
با عضویت در بلاگ از به روز شدن مطالب مطلع شوید





Powered by WebGozar

 
طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

آرشیو

آمار وبلاگ


 

PageRank Checking Icon



 

شخصی مادر پیرش را در زنبیلی می گذاشت و هرجا می رفت، همراه خودش میبرد. روزی حضرت عیسی او را دید، به وی فرمود: آن زن کیست گفت مادرم است. فرمود: او را شوهر بده. گفت: پیر است و قادر به حرکت نیست. پیرزن دستش را از زنبیل بیرون آورد و بر سر پسرش زد و گفت: آخه نکبت! تو بهتر می فهمی یا پیغمبر خدا؟




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
چهارشنبه 5 بهمن 1390-07:08 ب.ظ