اس ام اس و جک داستان جدید - مطالب اس ام اس تنهایی، دوری ، جدایی
با عضویت در بلاگ از به روز شدن مطالب مطلع شوید





Powered by WebGozar

 
طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

آرشیو

آمار وبلاگ


 

PageRank Checking Icon



 

دلی دارم که رسوای جهان است / گرفتار بتی ابرو کمان است

نگاهم سوی طاووسی بهشتی است / که نامش مهدی صاحب الزمان است . . .

به امید ظهورش


از میان اشک ها خندیده می آید کسی

خواب بیداری ما را دیده می آید کسی

با ترنم با ترانه با سروش سبز آب

از گلوی بیشه خشکیده می آید کسی . . .

اللهم عجل لوییک الفرج


گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن /گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن

گفتم به نام نامیت هر دم بنازم / گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم . . .


آه می کشم تو را , با تمام انتظار

پر شکوفه کن مرا , ای کرامت بهار

در رهت به انتظار , صف به صف نشسته اند

کاروانی از شهید , کاروانی از بهار . . .


باز هم جمعه شد و غصّه ی من تازه شده  / درد این بی خبری بی حد و اندازه شده

باز هم جمعه شد و چشم به ره مانده شدم  / باز از دوری تو خسته و درمانده شدم


یارب آن یوسف گمگشته به من باز رسان

تاطرب خانه کنی بیت حزن باز رسان

ای خدایی که به یعقوب رساندی یوسف

این زمان یوسف من نیز به من باز رسان . . .


الا ای عطر دین ما کجایی؟ /  شه خضرا نشین ما کجایی؟

مذاب کوره ی آهنگرانم / به یادت جمعه ها در جمکرانم . . .


با این دل ماتم زده آواز چه سازم /بشکسته نی ام بی لب دم ساز چه سازم

در کنج قفس می کشدم حسرت پرواز /با بال و پر سوخته پرواز چه سازم . . .


دلم ز هجر تو در اضطراب می‌افتد

بسان زلف تو در پیچ و تاب می‌افتد

شبی که بی‌توام، ای ماه انجمن آرا!

دلم ز هجر تو از صبر و تاب می‌افتد . . .


ساعات عمر من همگی غرق غم گذشت / دست مرا بگیر که آب از سرم گذشت

 مانند مرده ای متحرک شدم بیا / بی تو تمام زندگی ام در عدم گذشت . . .


دوباره جمعه گذشت و قنوتِ گریان ماند

دوباره گیسوی نجوای ما پریشان ماند

دوباره زمزمه ی کاسه های خالی ما

پس از نیامدنت گوشه ی خیابان ماند . . .


در آتش رهایم، خدا شاهد است / به غم مبتلایم، خدا شاهد است

شب است و دل و بیکسی وایِ من / به درد آشنایم، خدا شاهد است . . .

اللهم عجل لولیک الفرج


فقط گفتی به ما پرواز ، پرواز / در زندان غیبت کی شود باز؟

بدون تو چگونه پرگشاییم؟ / برای هر عمل هستی سر آغاز . . .


ای اف به این زمانه و ای اف به روزگار

تا کی شکست ، خرد شدن ، بغض ، انتظار

تقویمها نبود تو را ناله میکنند

در سالهای ساکت و بی روح و مرگبار . . .


مرا به غیر تو نبود پناه مهدی جان

که من گدایم و هستی تو شاه مهدی جان

در انتظار تو شاها گذشت عمر عزیز

نگشت حاصل من غیر آه مهدی جان . . .


آقا نگاهت جای آهو هاست، می دانم

دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم

آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد

جای دل تو وسعت دریاست ، می دانم . . .



کاش از لطف شبی یاد ز ما می‌کردی / یاد از عاشق افتاده ز پا می‌کردی

کاش بیمار فراقت که ز پا افتاده  / با نگاه ملکوتی تو دوا می‌کردی . . .

یا صاحب الزمان


زمین دلتنگ و مهدى بیقراراست‏ / فلک شیدا، پریشان روزگار است‏

دلا، آدیـنه شد، دلبر نیامد / غروب انتظارم سرنیامد . . .


رزو دارم بیایی مژده ی سبز بهارم

ای تمام آرزویم ای همه دار و ندارم

آرزو دارم بیایی در دل تاریک غم ها

ای جمالت روشنای خلوت شب های تارم . . .




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
شنبه 30 مهر 1390-12:15 ب.ظ



اس ام اس جدایی | اس ام اس دوری | پیامک دلتنگی

نــــــــــــــــایس اس ام اس

پیامک دلتنگی،اس ام اس جدایی،مسیج دوری،اس تنهایی

 

توی این دنیای نکبتی کی به جز من واست دلواپسه / اینجوری نکن با من ، تو رو خدا بیا دیگه دوری بسه

 

* * * * * * * * * * * *

شعله محبت رو نکنه خاموش کنی / دوریم عادت بشه من رو فراموش کنی...

 

* * * * * * * * * * * *


دوری پایان دوستی نیست …
گاهی لطیف ترین غم دنیاست!!!

 

* * * * * * * * * * * *


شب شرابی خوردم و مستی مرا در بر گرفت / دوریت آمد به یادم هستی ام آتش گرفت

 

* * * * * * * * * * * *


مُردم به خدا از غم هجران و جدایی/  ای دلبر دور از نظرم پس تو کجایی

 

* * * * * * * * * * * *


ماهی از بی آبی نمی میرد.بالا و پایین پریدنش را بنگر،به خاطره دوری از آب خود را میكشد!

 

* * * * * * * * * * * *


نوشتم حرف دل تا تو بخوانی / که چون دورم ز تو ، دردم بدانی
به غیر از تو کسی را من ندارم ، تو را تا بی نهایت دوست دارم

 

* * * * * * * * * * * *


عشق تک یعنی چشمه ای از جنس نور / نور یعنی یک سلام از راه دور

* * * * * * * * * * * *


بدان این روی زرد از دوری توست ، که سر بیرون زد از خاکستر من . . .

 

* * * * * * * * * * * *


آخر ای دوست نخواهی پرسید که دل از دوری رویت چه کشید ؟ سوخت در آتش و خاکستر شد وعده های تو بدادش نرسید .

 

* * * * * * * * * * * *

مهربونیات زیاده که هنوز خوب و صبوری / مثل یک حس قشنگی حتی وقتی خیلی دوری

 

* * * * * * * * * * * *

دورم ز تو ای خسته ی خوبان چه نویسم ، من مرغ اسیرم به عزیزم چه نویسم ، ترسم که قلم شعله کشد صفحه بسوزد ، با آن دل گریان به عزیزم چه نویسم.

 

* * * * * * * * * * * *

این دل منه
دیدیش؟
ندیدیش؟؟؟
حق داری آخه از دوریت یه ذره شده........





با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
جمعه 20 اسفند 1389-07:29 ب.ظ



آفرین باد بر مرگ ، آفرین باد بر مرگ که با دست های سیاهش تو را خواهد کشت : تنهایی

 

* * * * * * * * * * * *


دست بر شانه هایم میزنی تا تنهاییم  را بتکانی ، به چه می اندیشی ؟ تکاندن برف از روی شانه آدم برفی

 

* * * * * * * * * * * *

 

در حسرت دیدار تو ام گفتم تا بدانی / از من تا تو صد سال راه است و جدایی / حال شب است و غم و تنهایی/ افسوس که نیست برایمان هیچ راه وصالی

 

* * * * * * * * * * * *

 

نرو تنهام نزار با درد و غم هام / اگه چه دلخوری از خیلی حرفام / به قرآنی که از سایش گذشتم / به مرگ هر دوتامون خیلی تنهام

 

* * * * * * * * * * * *


تورا به یاد آن روز ، تورا به یاد گلبرگ های خشک آن روز خشکیده ، تورا به روز اول بار دیدنت ، تورا به اولین نگاه عاشقانه ، تورا به یاد باران روز نیامده ات ، تورا به  تنهایی روز رفتنت ، تورا به باران روز برگشتنت ، تنهایم مگذار دیگر

 

* * * * * * * * * * * *


آنگاه که تتنهایی و را می آزارد ، به خاطر بیاور که خدا بهترین های دنیا را تنها آفریده !

 

* * * * * * * * * * * *


تو تو عشق من ، امید من بودی / تو میراثی از دل تنگم بودی / تو رفتی و من ماندم و  تنهایی/ تو دفتر خاطرات قشنگم بودی

 

* * * * * * * * * * * *

 

در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل تنهایی مان

 

* * * * * * * * * * * *


زندگی چون قفس است ، قفسی تنگ پر از تنهایی، و چه خوب است دم غفلت آن زندان بان ، و سپس بال و پر عشق گشودن ، بعد از آن هم پرواز

 

* * * * * * * * * * * *


در زندگی به کسانی دل می بندیم که نمی خواهندمان و از وجود کسانی که می خواهندمان بی خبریم ، شاید این باشد دلیل  تنهایی مان

 

* * * * * * * * * * * *


هفت شهر عشق ، شهر اول : نگاه و دلربایی ، شهر دوم : دیدار و آشنایی ، شهر سوم : روزهای شیرین و طلایی ، شهر چهارم : بهانه ، فکر جدایی ، شهر پنجم : بی وفایی ، شهر ششم : دوری و بی اعتنایی ، شهر هفتم : اشک ، آه ،تنهایی

 

* * * * * * * * * * * *


در غریبانه ترین لحظه ی  تنهایی خود ، چشمهایم را که در آن دریایی از محبت موج میزند به تو خواهم بخشید ، تا هیچ گاه به پاکی احساسم شک نکنی

 

* * * * * * * * * * * *


غروب غمهایت را به هر قیمتی خریدارم ، اگر همدم شبهای تنهایی من باشی

 

* * * * * * * * * * * *

 

و بعد از تو دلم از عطش عشق طغیان کرد ، گاه از دو روزنه ی رخسارم ، گاه در نگاهی پوچ در تاریکی شب هایم ، گاه در باز دمی اندوهناک که با زحمت از قفس آزاد شده و پایانش خدا را شکر می گویند و گاه در وجودم که به هیچ پایانی نمی رسید مگر ، تنهایی،تنهایی ، تنهایی

 

* * * * * * * * * * * *


می بینی ای لحظه های خالی از احساس تهی ، می بینی که چه صدای خرد شدن دست های خزان شده اش در دست های تنهایی کسل آور است و تو را نیز بی رمق می کند ، آه ، پس او چه گوید ؟

 

* * * * * * * * * * * *


ای کاش تنها یک نفر هم در این دنیا مرا یاری کند ، ای کاش می توانستم با کسی درد دل کنم تا بگویم که ، من دیگر خسته تر از آنم که زندگی کنم تا ابد غم شبهایم را ، تا بفهمد درد تن خسته و بیمارم را ، قانون دنیا تنهایی من است و تنهایی من قانون عشق است و عشق ارمغان دلدادگیست و این سرنوشت سادگیست

 

* * * * * * * * * * * *

اگه بی هوا کسی وارد زندگیت شد بدون کار خدا بوده ! اگه بی محابا دلها از دستها بهم گره خورد بدون کار خدا بوده ! اگه گریه هات تو خنده غفلت دیگران شنیده نشد تا خرد نشی بدون تنها محرمت خدا بوده ! حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهایی خفه ات کرده شک نکن تنها مرحمت خداست که از سر تواضع یه بهونه واسه نوازشت گیر آورده




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
پنجشنبه 14 بهمن 1389-04:40 ب.ظ



تو که قصد جدائی کرده بودی  خیال بی وفایی کرده بودی

چرا با این دل خوش باور من زمانی آشنائی کرده بودی

 

* * * * * * * * * * * *

 

تنگ غروب گم شد الماس آشنایی

خواستی ردم کنی تو یک جوری که نفهمم

یک لحظه باورم شد که من چقدر نفهمم

 

* * * * * * * * * * * *


مستم از باده ،که مستی هم بلاست
باده ی عاشق زهر باده جداست
بی وفا ، مستی مگر از باده ی عشقت نبود

کین چنین  دل را شکستی،کین شکستن هم خطاست

 

* * * * * * * * * * * *

 

من ندانستم از اول که تو بی مهرو وفایی
 عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی

 

* * * * * * * * * * * *

 

یار دل آزار من وفا نشناسد / راستی عجب نعمتی است یار وفادار . . .

 

* * * * * * * * * * * *

 

ز درد عشق تو با کس حکایتی که نکردم / چرا وفای تو کم شد ، شکایتی که نکردم . . .

 

* * * * * * * * * * * *


یار با ما بی‌وفایی می‌کند
بی‌گناه از من جدایی می‌کند

شمع جانم را بکشت آن بی‌وفا
جای دیگر روشنایی می‌کند

 

* * * * * * * * * * * *

 

وه چه خوب آمدی صفا کردی
چه عجب شد که یاد ما کردی؟
بیوفایی مگر چه عیبی داشت
که پشیمان شدی وفا کردی؟

 

* * * * * * * * * * * *


یاران به خدا که بی وفایی مکنید

با عاشق دلخسته جدایی مکنید

یا آن که وفا می کنید تا آخر

یا آنکه از اول آشنایی نکنید

 

* * * * * * * * * * * *

 

وفای شمع را نازم که بعد از سوختن

به صد خاکستری در دامن پروانه میریزد

نه چون انسان که بعد از رفتن  همدم

گل عشقش درون دامن بیگانه میریزد

 

* * * * * * * * * * * *

 

تو را برای وفای تو  دوست می دارم، و گرنه دلبر پیمانه شکن که فراوان است...

 

* * * * * * * * * * * *


هر رهگذری محرم اسرار نگردد / صحرای نمکزار چمن زار نگردد

هر جا که رسیدی طرح رفاقت مکش ای دوست / هر بی سر و پا یار وفادار نگردد . . .

* * * * * * * * * * * *

 

مقصود دلم مهر و وفا بود چنین گشت / گر مقصود دلم جور و جفا بود چه می شد . . . ؟

 

* * * * * * * * * * * *


تو که رفتی پریشون شد خیالم / همه گفتند که من دیوانه حالم

نمیدانند که این دیوانه در فکر شفا نیست / که هرچی باشه اما بی وفا نیست . . .

 




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
شنبه 9 بهمن 1389-08:16 ب.ظ



دیدم که تو دریا شدی و من رود شدم / در وسعت چشمان تو محدود شدم

آن روز که در آتش عشق افتادم / سرسبز تر از آتش نمرود شدم . . .

* * * * * * * * * * * *

انسان ها یک به یک در خاک رفتند / یکی شاد و یکی غمناک رفتند

چون باید رفت از این خاک / خوشا آن ها که مثل گل پاک رفتند . . .

* * * * * * * * * * * *

ای کاش که از حال دل من خبرت بود / ای کاش دمی ار سر کویم گذرت بود

من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز / ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود . . .

* * * * * * * * * * * *

دوستی با هرکه کردم بلبل نیرنگ بود

ظاهرش اهل خلوص ، باطنش صد رنگ بود . . .

* * * * * * * * * * * *

تو پی کدوم ستاره پشت ابرا خونه کردی

رفتی و چیزی نگفتی گریه ام رو بهونه کردی

من سوال ساده تو ، تو جواب مشکل من

رد پای رقتن تو ، روی صحرای دل من . . .

* * * * * * * * * * * *

واسه تسکین دلم میگم میاد

ای دل شکسته غصه نخور زیاد زیاد . . .

* * * * * * * * * * * *

دیگه برنمی گردم ، میرم واسه همیشه / خیلی عذابم دادی ، خونمو کردی تو شیشه.

* * * * * * * * * * * *

چه شد پنجره شوق چرا بسته شدی… شاید از هم نفسی با دل ما خسته شدی ؟!!

* * * * * * * * * * * *

روز مرگم اشک را پیدا کنید روی قلبم عشق را پیدا کنید

روز مرگم خاک را باور کنید روی قبرم لاله را پر پر کنید

* * * * * * * * * * * *

خانه را وقف نیلوفر کنید پیکرم را غرق در شبنم کنید

روز مرگم دوست را دعوت کنید بعد مرگم خنده را سر کنید

رفتنم را دوستان باور کنید.

* * * * * * * * * * * *

با تو غزل ستاره ها نورانیست /دل در نگاه تو زندانیست

نگذر ز بهار باغ احساس چون بی تو تمام لحظه ها بارانیست.




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
جمعه 1 بهمن 1389-02:44 ب.ظ



کسی هرگز نمیداند چه سازی میزند فردا / چه می دانی تو از دیروز چه می دانم  من از فردا / همین یک لحظه را دریاب که فردا میشوی تنها

 

 * * * * * * * * * * * *


تنهایی ما غمگین است / درد دوری به دلم سنگین است / یاد ایام گذشته به دلم / زنده باد که چقدر رنگین است

 

 * * * * * * * * * * * *


درویش کوچه های تنهاییم، کاسه ی گدایی مرا سکه ی نگاه تو کافیست

 

* * * * * * * * * * * *


وفای اشک را نازم که در شبهی تنهایی، گشاید بغض هایی را که پنهان در گلو دارم
 


* * * * * * * * * * * *


سعی کن تنها باشی زیرا تنها بدنیا آمدی و تنها از دنیا خواهی رفت، بگذار عظمت عشق را درک نکنی، زیرا انقدر عظیم است که تو را نابود خواهد کرد

 

 * * * * * * * * * * * *


هر وفت یادت میافتم صد آه میکشم  / تنهایی حق من است بار گناه میکشم / گناهم این است چرا نگفتم حرف دلم را / که شخص دیگری آید ببرد گلم را

 

 * * * * * * * * * * * *


برایم زندان ساختی با این بی وفایی / خسته ام از این زندان از این تنهایی / حسرت به دل ماندم که روزی بیاید / که دهد مرا از این زندان رهایی

 
* * * * * * * * * * * *


دیر گاهیست که تنها بودم / قصه ی غربت صحرا بودم / وسعت درد فقط سهم من است/ باز هم قسمت غم ها بودم

 * * * * * * * * * * * *


وقتی اشکهایم بر روی زمین ریخت تو هرگز ندیدی که چگونه میگریم، تو دلم را با بی کسی تنها گذاشتی و چشمانم را به انتظار نگاهت گریان گذاشتی...خیلی نامردی...
 




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
پنجشنبه 30 دی 1389-03:03 ب.ظ



  • تعداد صفحات :2
  • 1  
  • 2