دل من بشکسته از دست نگارم... تکه بشکسته ی قلبم بریده حنجرم
ای خدا من گر بمیرم نوش یارم ... حفظ کن آن را ز دست تکه بشکسته ی قلبم
بشکن بشکن بشکن
فقط این بدون عشق تورو توی محکمترین جای قلبم نگه داشتم
میخی رو که کوبیدی روی قلبم در میارم
ولی ای کاش می شد که زخم اون رو نبینم.
دل منو شکستی ... عشق منو ندیدی
الاهی که نبینی ... داغ شکستن دلو
عشق مثل پلی هست ... که می شه از روش رد شد ... به همراهی ها رسید
وقتی خرابش کردی ... دیگه امیدوار نباش ... به احتمال زیاد تنهای تنها موندی
میگن خدا دعای آدمای دل شکسته رو زود برآوره می کنه
تویی که دلم شکستی: خدا خوشبختت کنه
نرو از من دور نشو ... منو تنها نزار تو ... دل منو نشکن تو
وای یادم نبود که خدا رو دارم الان
اگه حوس کردی دلی رو بشکنی بشکن
فقط مواظب باش که دل خدا نشکنه
گلم منو می بخشی ... فکر کردم که شیشه بود
نگو که قلب تو بود ... چه بد جوری هم شکست
از این به بعد شکستن دل ممنوع شد
و شکننده آن محکوم به دیه ی تنهایی می شه
(ستاد مبارزه با تنهایی)
