اس ام اس و جک داستان جدید - مطالب اس ام اس عاشقانه
با عضویت در بلاگ از به روز شدن مطالب مطلع شوید





Powered by WebGozar

 
طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

صفحات جانبی

آرشیو

آمار وبلاگ


 

PageRank Checking Icon



 

عشق یعنی پاک بودن در فساد / آب ماندن در دمای انجماد . . .



در شادی من شریک باش ای ساعت / در فکر لباس شیک باش ای ساعت

تعجیل بکن ، دلم برایش تنگ است / کم عاشق تیک و تاک باش ای ساعت . . .



کل اسم های تو موبایلم رو به اسم تو تغییر دادم

حالا هرروز بهم زنگ میزنی

یکبار هم نه ، چند بار ، تازه تغییر صداهم میدی

من که میدونم تو هم دلت تنگ منه  . . .



همیشه در ریاضیات ضعیف بودم

سالهاست دارم حساب میکنم چگونه من بعلاوه ی تو ، شد فقط من  . . .



تو که با دیگرانت بود میلی / چرا یادت مرا بشکست خیلی ؟

مگر قصدت پریشانی ما بود / که عشق ما نشد مجنون و لیلی . . . ؟



با اینکه ازم دوری اما هر وقت دستمو میزارم رو قلبم ، میبینم سر جاتی !



باران که می بارد همه چیز تازه می شود

حتی داغ نبودنِ تو . . .



اگر تنهایی ام چشم مرا بست / اگر دل از تنم افتاد و بشکست

فدای قلب پاک آن عزیزی / که در هر جا که باشد یاد ما هست . . .



قدِ تو به عشق نمیرسید

غرورم را زیر پایت گذاشتم تا برسد ، اما باز هم نرسید . . .



گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را

گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن

گـفـت:فــقـط مــن ؟

گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد . . .



دگر درد دلم درمان ندارد / مسیر عاشقی پایان ندارد

مرا در چشم خود آواره کردی / نگاهت دور برگردان ندارد . . .



رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست که خیال کوچ کردن نداشته باشد . . .



دلم درد می کند

انگار

خام بودند

خیال هایی که به خوردم داده بودی  . . .



یارم از بهر فراقت به کجا سر بزنم / شوق دیدار تو دارم ، به کجا پر بزنم . . . ؟



 امان از این بوی پاییزی و آسمان ابری ، که آدم نه خودش میداند دردش چیست

و نه هیچ کس دیگر ، فقط میداند که هرچه هوا سردتر میشود ، دلش آغوش گرم میخواهد .



نیمه ی گمشده ام نیستی که با نیمه ی دیگر به جستجویت برخیزم

تو تمام گمشده ی منی . . .



شاید با هم بودن سخت تکرار شود

اما به یاد هم بودن را هر لحظه میتوان تکرار کرد . . . .



بی سر و پایم سر وپایم توباش

مانده ی راهم ره و هادی تو باش

گر برهند عالم و آدم ز من

آبر و عزّت و جاهم تو باش . . .



در دلم حس غریبی ست که یک مرغ مهاجر دارد

و چه اندوه عجیبی ست که در خلوت دل

یاد یک دوست نباشد که تو را غرق تماشا سازد . . .



قلبم تهی ز شوق و رنگ / قلبم را جنگ آب و نهنگ

قلبم تباه ز تاریکی و ننگ / قلبم مرده درآغوش سنگ . . .



پاهایم را که درون آب می زنم، ماهی ها جمع می شوند

شاید این ها هم فهمیده اند / عمری “طعمه روزگار”بوده ام . . .



بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی؟



با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
پنجشنبه 4 اسفند 1390-06:04 ب.ظ



هم رنگ تمام آرزوهای منی/ غارتگرجان ومال و دنیای منی

بی تونفس کشیدنم ممکن نیست/ساده بگویم که همه دنیای منی . . .


هیچ میدانی ؟

جای “عزیزم غصه نخور” های تو را

دیازپام گرفته است . . .


اگر خوبان عالم جمع باشند / یقینا نزد من ، تو بهترینی

اگر از خوبترها حلقه سازند / تو در آن حلقه ، میدانم نگینی . . .


اگر دوستم داری بلند فریاد بزن حتی اگرنشنوم باورت می کنم  عشقم . . .


گاهی فرار می کنم

از فکر کردن به تو

مثل رد کردن آهنگی که

خیلی دوستش دارم . . .


تمام قندهای توی دلم را آب کردم برای تو

تویی که چایت را همیشه تلخ می خوری  . . .


نیمه گـُمشده ام نیستی که بـا نیمه ی دیگــر به جُستجویت برخیزم

تو… تمام گُمشده منی . . .


غمگینم ، مثل پیرزنی که آخرین سرباز برگشته از جنگ ، پسرش نیست . . .


تو نیامده بودی که جای خالیت را پر کنی

آمده بودی ببینی من با جای خالیت چه می کنم  . . .


دیگر فرصتی برای پیامک نیست ، دست واژه ها را می گیرم و به دیدنت می آیم

دلتنگیت در هیچ پیامی نمی گنجد . . .


پروردگارا ، آرامش را همچون دانه های برف ، آرام و بیصدا

به سرزمین قلب کسانیکه برایم عزیزند ، بباران . . .


دوستت دارم ، رازیست که در میان حنجره ام دق میکند ، وقتی که نیستی . . .


به جان چشمانت قسم

اینبار آنچنان رفتنی ام …

که ، کاسه های آب را هم قسم دهی

نه آن روزها باز میگردند و نه من . . .


همه ی بغض من

تقدیم غرورت باد!

غروری که

لذت دریا را به چشمانت حرام کرد . . .


نفسم ، تو در شمالی و من در جنوب

کاش دستی نقشه را از میانه تا کند . . .


وقتی کسی رو دوست داری ، این یه چیزه !

وقتی کسی تو رو دوست داره ، این یه چیز دیگه !

اما وقتی کسی رو دوست داری که تو رو دوست داره

این یعنی همه چیز !


محصولها را که برداشت میکنند ، بیچاره مترسکها که فراموش میشوند . . .


کاش میدونستی مهم تر از دلم اعتمادم بود که شکستی . . .


گاهی هیچ کس را نداشته باشی بهتر است

داشتن ِ بعضی ها تنهاترت می کند . . .


پرسیدند : دوستش داری ؟

گفتم : دنیای من است

گفتند : دوستت دارد ؟

گفتم : تنها سوال من است




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
سه شنبه 25 بهمن 1390-03:30 ب.ظ



عشق یعنی جسم و جانم مال تو / عشق یعنی پرسش از احوال تو

عشق یعنی از خودم من خسته ام / عشق من ، به تو دل بسته ام . . .


فیزیک بعدترها ثابت می کند

در روزهای بارانی

جای خالی آدم ها بزرگتر می شود . . .


کوچه پس کوچه این شهر تو را می بوید

عطر خوش بوی تنت ناب تر از مُشک و گلاب

بوسه ای از لب شیرین تو شد سهم دلم

این غزل جای من امشب شده بد مست و خراب . . .


کاش یه روزی «ویکی لیکس» افشا کنه که چقدر دوستت داشتم و بهت نگفتم !


می توانی بروی قصه و رویا بشوی

 راهی دورترین گوشه دنیا بشوی

 من و تو مثل دوتا رود موازی بودیم

من که مرداب شدم کاش تو دریا بشوی . . .


ای نگاهت نخی از مخمل و از ابریشم

چند وقت است که هر شب به تو می اندیشم

به نفس های تو در سایه سنگین سکوت

به سخنهای تو با لهجه شیرین سکوت . . .


اینجا آسمان صاف تا قسمتی رومانتیک، همراه با غبار دوستی است

توده ای سلام به سمت شما در حرکت است

و احتمال ریزش بوسه دور از انتظار نیست !


برمستی من حد سزاوار زدند

با شک و یقین تهمت بسیار زدند

حلاج شدم ولی به کفرم سوگند

دلتنگ تو بودم که مرا دار زدند . . .


گاه نمیدانم چه پیامی را بهانه کنم تا از حال آنکه روحم با اوست آگاه شوم

این بار که دلتنگی را بهانه کردم ،فردا را چه کنم ؟


من آن مجنون تنهای غریبم

که از سهم دودستت بی نصیبم

 به دل گفتم که روزی خواهی امد

 ولی دل میداند اورا می فریبم . . .


پای من خسته از این رفتن بود

قصه ام قصه دل کندن بود

دل که دادم به یارم دیدم

راهش افسوس جدا از من بود . . .


عاشقتم :

یک کلمه است با دنیایی‌ از مسئولیت،

گفتنش هنر نیست،

مسئولیت پذیریش هنراست  . . .


گاهی اوقات فکر کردن به بعضی ها، ناخودآگاه لبخندی روی لبانت می نشاند

دوست دارم این لبخند های بیگاه… و آن بعضی ها را…


دلم در حلقه غمها نشسته /  زبانم بسته و سازم شکسته

وجودم پر ز شعر عاشقانست  / تورا می خواهم و این ها بهانست . . .


دلبرا هر طرفی در طلبت رو کردم/هر چه گل بود به عشق رخ تو بو کردم

آفتابا به سر عاشق دلخسته بتاب/تا نگویند که بیهوده هیاهو کردم . . .


دخترک رفت ولی زیر لب این را میگفت :

” او یقینا پی معشوق خودش می اید “

پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود :

 ” مطمئنا که پشیمان شده برمیگردد “

عشق قربانی مظلوم ” غرور ” است هنوز . . .


بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند

سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند.

اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید.

اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آنها را زیبا هم خواهید یافت.

زیرا “حس زیبا دیدن” همان عشق است


میخواهمت چنانکه شب خواب را / می جویمت چنانکه لب تشنه آب را

حتی اگر نباشی می آفرینمت / چنانکه التهاب بیابان سراب را . . .


دستم بـه سمـت ِ تلفُـن مـیرود و

بـاز می‌گـردد

چـون کودکـی که به او گفته‌اند

شیرینـی روی میـز

“مــال ِ مهمان‌هـاست”


دل نزد تو است اگرچه دوری ز برم / جویای توام اگر نپرسی خبرم

خالی نشود خیالت از چشم ترم / در قلب منی اگرچه جای دگرم . . .


غم ساخت کار دل، ز نوا می توان شناخت / ظرف شکسته را، ز صدا می توان شناخت


رفتی و ندیدی که چه محشر کردم

 بااشک تمام کوچه را تر کردم

دیشب که سکوت خانه دق مرگم کرد

 وابستگی ام را به تو باور کردم . . .


خیره است چشم خانه به چشمان مات من

خالی است بیصدا و سکوتت حیات من

حق السکوت میطلبد از لبان تو

چشمان لا ابالی و لبهای لات من !


یارم از من بی سببب رنجیدورفت/گریه را دید و برمن خندید و رفت

وقت رفتن دیگر از ماندن نگفت/قصه ناگفته هارا نشنید و رفت

تشنه بودم همچو دشتی پر عطش/مثل باران بر تنم بارید و رفت

گل فراوان بود از باغ من/غنچه ای نشکفته را برچید و رفت . . .


آن عشق که دیده گریه و آموخت ازو

دل در غم او نشست و جان سوخت ازو

امروز نگاه کن که جان و دل من

جز یادی و حسرتی چه اندوخت ازو . . .


سلامتیه حرفایی که نه میشه اس ام اس کرد

نه تو چت تایپ کرد

نه میشه پای تلفن گفت

حرفایی که فقط مال وقتیه

که تو رو در آغوش دارم  . . .


وسعت دوست داشتن همیشه گفتنی نیست

پس به وسعت تمام ناگفته ها دوستت دارم . . .


پیوسته دلم دم به هوای تو زند / جان در تن من نفس برای تو زند

گر بر سر خاک من گیاهی روید /  هر برگی از آن بوی وفای تو زند . . .


عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم

آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم !


برای تو، من یک اشتباه بزرگ در زندگیت بودم!

برای من، تو همیشه بزرگترین افتخار زندگیمی !


کار سختی ستْ دوست نداشتنِ تو

باید برای خودم

کار دیگری دست و پا کنم . . .




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
یکشنبه 16 بهمن 1390-12:13 ب.ظ



تکرار شو شاید ما سهم هم باشیم

شاید به جرم عشق ما متهم باشیم

باز در حضور تو آشفته خویشم

در سفره عشقت درویش درویشم. . .


میشه پروانه بود و به هر گلی نشست

اما بهتره مثل تو مهربون بود و به هر دلی نشست . . .


واقعیت است جاذبه تو

از بس جذابی

می خواهم تو را به نیوتن ثابت کنم . . . !


دلم غرق تماشا بود، رفتی / میان اشک و آه و دود رفتی

کنار حسرتی دیرینه ماندم / بهار من، گل من، زود رفتی . . .


من و یاد تو و یک سینه تنگ

شبی تار و سه‌تاری خسته آهنگ

کمی با چشمهایم مهربان باش

مزن ای دوست بر آیینه‌ات سنگ . . .


خوش به حال آنکه قلبش مال توست

حال و روزش هر نفس، احوال توست

خوش به حال آنکه چشمانش تویی

آرزوهایش همه آمال توست


رفتـن کسـی کـه لایـق نیسـت … نـعمـت اسـت نـه فـاجـعه . . .


گرچه آلوده ی دنیای فریبم اما سینه ای پاک به پهنای صداقت دارم ،

دل من عاطفه را می فهمد ، با کسی سبزتر از عشق رفاقت دارم . . .


بجز دستت ندارم یار دیگر / بجز آیینه بازی کار دیگر

چو بستی چشم را آیینه بشکست / نگاهم کن فقط یک بار دیگر . . .


خنده های تـــو

آرزوهـــای مـن انـد

بخــند

تا برآورده شوند  . . .


نکند یوسف عمرم رود از مصر خیالت / باز آواره ی تنهایی چاهم بکنی . . .


اگر چه عاشقی پر شور بودیم / به خود نزدیک و از هم دور بودیم

شب و روز از جدایی می‌سرودیم / من و تو وصله‌ای ناجور بودیم . . .


گفتم به گل زرد چرا رنگ منی ، افسرده و دلتنگ چرا مثل منی

من عاشق اویم که رنگم شده زرد ، تو عاشق کیستی که هم رنگ منی . . .


آب و هوای دلم آنقدر بارانیست

که رخت های دلتنگی ام را

مجالی برای خشک شدن نیست

اینگونه است که دلم برایت همیشه تنگ است . . .


حـالا کـه میـخـواهـی بـروی  لطفــا قـدمـهـایـت را تنـدتـر بـردار  …

دلـم را فـرستــاده ام دنبـالِ نخــود سیـــاه . . .


مبادا مثل برگی زرد باشیم / رفیق مردم بی درد باشیم

مزن بر عاشقان از پشت خنجر / بیا ای دل همیشه مرد باشیم . . .


شب در خم گیسوی تو عابر میشد / با هر نفست بهار ظاهر میشد

ای فلسفه ی شگفت ، افلاطون هم / با دیدن چشمان تو عاشق میشد . . .


من و باران، من و دریا، من و تو / من و شب‌بو، من و فردا، من و تو

دوباره عاشقی را می‌سراییم / من و مجنون، من و لیلا، من و تو . . .


به بند دلت میاویز

رخت خاطره ام را

گرد باد های فراموشی حرمت نمی شناسند . . .


دلم باغی پر از ریحان و گل بود / به روی رود عشقت مثل پل بود

نگاهم کردی و ویران شد این دل / مگر چشم تو از قوم مغول بود؟


همیشه می گفتند ترک عادت موجب مرض است

اما اینبار موجب مرگ میشود ترک عادتِ با تو بودن . . .


به باغم یاسمن بودی چه می‌شد؟ / عروس این چمن بودی چه می‌شد؟

چرا چون باد رفتی از کنارم؟ / همیشه مال من بودی چه می‌شد . . . ؟


رها کردی چرا دست دلم را؟ / به خاک و خون کشیدی حاصلم را

مرا تو می‌کشی صدبار در روز / ولی من دوست دارم قاتلم را . . .


سراسر خواب من کابوس، کابوس / ندارم در شبم فانوس، فانوس

به دل آمد بگویم من تو را دوست  / ولی لب وا نشد، افسوس، افسوس . . .




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
دوشنبه 26 دی 1390-10:17 ب.ظ



نمیدانم چرا چشمانم گاهی بی اختیار خیس می شوند

می گویند حساسیت فصلی است

آری من به فصل فصل این دنیای بی تو حساسم . . .


خاک پایت بوسه گاهم بود و بس / بر سر راهت نگاهم بود و بس

ای نگاهت تکیه گاه خستگی / عشق تو تنها گناهم بود و بس . . .


نفست باران است ، دل من تشنه ی باریدن ابر ، دل بی چتر مرا میهمان کن . . .


یاد آن روزی که یاری داشتیم / این چنین خوار نبودیم ، اعتباری داشتیم

ای که ما را در زمستان دیده ای با پشت خم / این زمستان را نبین ، ما هم بهاری داشتیم .


در غم عشق نبودیّ و محبت کردی / این هم از لطف شما بود و نمی‌دانستیم

من نکردم گله از عهد و وفاداری تو / عهد ما عهد جفا بود و نمی‌دانستیم

رنج بی‌عشقی و تنهایی و بی‌مهری یار / همه تقدیر خدا بود و نمی‌دانستیم . . .


در جهان غصه کوتاهی دیوار مخور /  حسرت کاخ رفیق و زر بسیار مخور

 گردش چرخ نگردد به مراد دل کَس /  غم بی مهری این مردم بی عار مخور . . .


بگذار بگویند خسیسم

من

دوستت دارم هایم

را الکی خرج نمیکنم

جز برای مهربانی خودت . . .


پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال

لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس . . .


راستـش را بگو

نکند تو همان “این نیـز” هستی که همیشه می گذری . . . ؟



خواهش میکنم ، بی حوصلگی هایم را ببخش ، بدخلقی هایم را فراموش کن

بی اعتنایی هایم را جدی نگیر

در عوض من هم تو را می بخشم که مسبب همه ی اینهایی  . . .


اونی که دوستت داره زندگیشو پات میریزه که فقط شادیتو ببینه

تویی که دوست داشته میشی هزارتا ناز میکنی براش!


گاه می توان براى یک دوست چند سطر سکوت به یادگار گذاشت

تا او در خلوت خود هر طور که خواست آنرا معنا کند . . .


این جمله را هرگز فراموش نکن

“برای دوستت دارم بعضی ها مرسی هم زیاد است” . . .


در حنجره‌ام شور صدا نیست رفیق

یک لحظه دلم ز غم جدا نیست رفیق

بگذار که قصه را به پایان ببرم

آخر غم من یکی دو تا نیست رفیق . . .


دیدگانت را نبند ، نگاهت را ندزد ، تو که میدانی آیه آیه ی زندگیم

از گوشه ی چشمانت تلاوت می شود . . .


یک عمر قفس بست مسیر نفسم را / حالا که دری هست مرا بال و پری نیست

حالا که مقدر شده آرام بگیرم / سیلاب مرا برده و از من اثری نیست

بگذار که درها همگی بسته بمانند / وقتی که نگاهی نگران پشت دری نیست . . .


تو مپندار که خاموشی من ذکر فراموشی توست

بلکه هر لحظه دلم مست تماشایى توست . . .


اون لحظه که گفتی : یکی بهتر از تورو پیدا کردم

یاد اون روزایی افتادم که به ۱۰۰ تا بهتر از تو گفتم من بهترینو دارم  . . .


چه رابطه مرموزی است

میان پیداترین زخم و پنهانترین راز . . .


این بار مبلغ قبض موبایلم خیلی کم شده بود

اما اصلا خوشحال نشدم

 هشتصد هزار و ششصد

عددی که تنهایی ام را به رخم  می کشید . . .


ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی

وقت است که یک چندی در خانه ی ما آیی

در خانه ی ما آمد ،‌ آن پادشه خوبان

آن پادشه خوبان ‌; داد از غم تنهایی . . .


احتیاط باید کرد

 همه چیز کهنه می شود و اگر کوتاهی کنیم عشق نیز

 بهانه ها جای حس عاشقانه را خوب می گیرند . . .


از تقدیر سرنوشت غمگین مباش

چه بسا سگ هایی بر روی اجساد شیرها رقصیدند

شادی کردند و خود را بزرگ پنداشتند

ولی نمی دانستند شیر، شیر می ماند و سگ، سگ . . .


باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند.

 نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن . . .


عقل گفت که دشوارتر از مردن چیست؟

 عشق فرمود فراق از همه دشوارتر است . . .


کوچه پس کوچه این شهر تو را می بوید

عطر خوش بوی تنت ناب تر از مُشک و گلاب

بوسه ای از لب شیرین تو شد سهم دلم

این غزل جای من امشب شده بد مست و خراب . . .




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
شنبه 17 دی 1390-10:26 ب.ظ



بوی مهربانی میآید

کجا ایستاده ای ؟ در مسیر باد !؟


 دلبری٬ با دلبری دل از کفم دزدید و رفت

هرچه کردم ناله از دل٬ سنگدل نشنید و رفت

گفتمش: ای دلربا دلبر٬ ز دل بردن چه سود؟

از ته دل٬ بر من دیوانه دل خندید و رفت


برای تو ، مردن بهانه نمی خواهد ، وقت نبودنت خود مرگیست برای خودش  . . .


اگر باشی محبت روزگاری تازه خواهد یافت / زمین در گردشش با تو مداری تازه خواهد یافت

دل من نیز با تو بعد از آن پاییز طولانی / دوباره چون گذشته نوبهاری تازه خواهد یافت . . .


تنهایی یعنی

من یه موبایل دارم که صدای زنگش رو یادم نمیاد 


خدایا ! من را در برابر بعضی از دوستانم محافظت کن

خودم از عهده تمام دشمنانم بر میآیم . . .


خسته ام ، فردا نگاهت را برایم پست کن / یک بغل حال و هوایت را برایم پست کن

دلم از آواز غمگین شب پر است / لطفا آن لحن خوش صدایت را برایم پست کن . . .


از درد دوست نداشتن هایت گفتم

خیانت را تجویز کردند

گویا این آسان ترین راه عاشقی است . . .



گاه اوج خنده ما گریه است / گاه اوج گریه ما خنده است

گریه دل را آبیاری میکند / خنده یعنی این که دلها زنده است

زندگی ترکیب شادی با غم است / دوست میدارم من این پیوند را

گرچه میگویند شادی بهتر است / دوست دارم گریه با لبخند را


به یک‏ جایی از زندگی که رسیدی، می فهمی

اونی که زود میرنجه

زود میره، زود هم برمیگرده.

اما اونی که دیر میرنجه

دیر میره، اما دیگه برنمیگرده . . .


عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ / که به عمری نتوان دست در آثارش برد . . .


اگه چشمم تو رو خواست قول میدم چشممو ببندم

اگه زبونم تو رو خواست قول میدم گازش بگیرم

اما اگه دلم تو رو خواست چه کار کنم . . . ؟


روزی گذر عشق به ماتم افتاد ، ماتم زده شد به حال ما غم افتاد

زان پس بشری به چهره ام خنده ندید ، موها همه چون ریش و دندان افتاد . . .


دست از پا خطا کنی تعویض میشوی

همین حوالی کسی شبیه توست

این است پیام عشق های امروزی . . .


دوست داشتن تصاحب نیست ، توافقه

هنر اینه که پرنده جَلدت بشه ، نه اینکه پرهاشو قیچی کنی . . .


آدمها را به اندازه لیاقت آنها دوست بدار

و به اندازه ظرفیت آنها  ابراز کن . . .


در زندگی زخمهایی هست که تو باید بوس کنی تا خوب بشن . . . !


دائم برای دیدن هم دیر میکنیم،وقت قرارها همه تاخیر میکنیم

اول برای عشق همه تند میرویم اما اواسطش همه گیر میکنیم . . .


دردم این نیست که او عاشق نیست …

دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است…

دردم اینست که با این سردی ها من چرا دل بستم . . . ؟




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
دوشنبه 21 آذر 1390-06:36 ب.ظ



  • تعداد صفحات :23
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...