اس ام اس و جک داستان جدید - مطالب ابر جملات زیبا و عاشقانه
با عضویت در بلاگ از به روز شدن مطالب مطلع شوید





Powered by WebGozar

 
طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

آرشیو

آمار وبلاگ


 

PageRank Checking Icon



 


سلام میکنم از روی مهربانی / سلام میکنم از روی شادمانی

سلام میکنم تا جان دارم / که خواننده این سلام را دوست دارم




آن حرف که از دلت غمی بگشاید / در صحبت دل شکستگان میباید

هر شیشه که بشکند ، ندارد قیمت / جز شیشه دل که قیمتش افزاید . . .




گل نشکفته در باغ امیدم / ز باغ زندگانی قصه چیدم

ندیدم من ز دنیایم وفایی / به قلبم غصه و غم را چشیدم . . .




همین مسیر را مستقیم بروی میرسی به دو راهی

یک راه به من ختم می شود ، آن دیگری به ختم من . . .




دو چشم آبی ات را میپرستم / لبان عنابی ات را میپرستم

برای من تو بی تابی مکن یار / که من شادابی ات را میپرستم . . .



ادامه مطلب


با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
یکشنبه 17 اردیبهشت 1391-06:21 ب.ظ




زندگی شبیه شعریست

قافیه هایش با من ،  ” تو ” فقط همیشه ردیف باش !




گل اگر چشم خودش باز کند خواهد مرد / ماه در اوج غرورش به زمین خواهد خورد

چون به زیبایی تو حسرت ، عالم خوردند / برق چشمان تو روح از تنشان خواهد برد . . .




انسانهای خوب همانند گلهای قالی اند

نه انتظار باران را دارند و نه دلهره ی چیده شدن ، دائمی اند !



دیـگـــر نه اشـکـــهایــم را خــواهـی دیــد

نه التـــمـاس هـــایم را

و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را…

به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی

درخـتـی از غــــرور کـاشـتم…




دلی که شکستی را گچ چاره نکرد ، گل گرفتمش . . .




با یاد تو این ستاره ها رنگی بود / این دفتر خاطرات من سنگی بود

از درس کلاس عاشقی سهمم باز / یک زنگ فقط دوری و دلتنگی بود . . .




دیگری جز تو مرا این همه آزار نکرد / آنچه کردی تو به من هیچ ستم کار نکرد . . .




لعنت به همه ی قانون های دنیا که در آن شکستن دل پیگرد قانونی ندارد . . .




تا دیروز ، هرچه می نوشتم عاشقانه بود

از امروز ، هرچه بنویسم صادقانه است

عاشقانه دوستت دارم  . . .




یه رابطه از اونجایی خراب میشه که

تو ناراحتش کنی و یکی دیگه آرومش  . . .




سرد بودنم را بگذار به حساب گرم بودنت با دیگران . . .




بهانه میتراشی و مرا عذاب میدهی / به روح بی قرار من تو اضطراب میدهی

دلم پر از گلایه ها ، تنم اسیر درد و خون / ولی تو قهر با دلم برای لحظه ی مکن . . .




به همون اندازه که ماهى دوست نداره برسه به خشکى دوست دارم . . .




کاش نامت را با خط بریل مینوشتند

صدا کردنت کافی نیست ، شکوه اسم تو را باید لمس کرد !




سفری به دور دنیاست ، وقتی دستانم تا انتها ، رویت را نوازش می کنند . . .




دلی دارم ز جنس سنگ و شیشه / چنان مهرت به جانم کرده ریشه

که در شش گوشه ی قلبم نوشته / عزیزم ، دوستت دارم همیشه . . .




دلم چندین سال است روزه ی عشق گرفته است ! اذان افطارش را تو بگو




تنهایی یعنی :

ذهنم پر از تو و خالی از دیگران است ، اما کنارم خالی از تو و پر از دیگران است !




در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

مثل آرامش بعد از یک غم ، مثل پیدا شدن یک لبخند

مثل بوی نم بعد از باران ، در نگاهت چیزیست که نمیدانم چیست ؟

من به آن محتاجم !




دل آرام را بی تاب میکنی ، دل بی تاب را آرام

آخرش نگفتی:

تو ، دردی یا درمان ؟




اگر دو نفر لبه پرتگاهی باشند کدومشون رو نجات میدی !؟

اونی که خیلی دوستش داری ؟

یا اونی که خیلی دوست داره ؟




ز تلخی سکوتت من چه بگویم / همان بهتر که از غم ها نگویم

تو کاری کرده ای با بی وفایی / دگر از عشق خود با کَس نگویم . . .




می دانی … !؟ به رویت نیاوردم … !

از همان زمانی که جای ” تو ” به ” من ” گفتی : ” شما “

فهمیدم

پای ” او ” در میان است  . . .



با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
یکشنبه 10 اردیبهشت 1391-05:38 ب.ظ




محاسبه عاشقانه :

۱ + ۱ = همه چیز

و

۲ – ۱ = هیچ چیز




من که از کوی تو بیرون نرود پای خیالم / نکند فرق به حالم چه برانی چه بخوانی

چه به اوجم برسانی چه به خاکم بکشانی / نه من آنم که برنجم ، نه تو آنی که برانی . . .



اسپند دود می کنم ، برای عشقمان

هر شب

میان راز و نیاز های شبانه

 نکند جادوگر  زشت بی تفاوتی ، چشممان بزند . . .



هر کسی می تواند با شما لبخند بزند

هر کسی می تواند با تو گریه کند

اما کسی که تو را دوست دارد

وقتی اشک در چشمان شماست ، میتواند آنرا تبدیل به لبخند کند . . .




گفتی : نفرین میکنی ؟

گفتم : نه ، اما از خدا میخوام

هیچکس ، اندازه من دوستت نداشته باشد . . .




آنکه دستور زبان عشق را

بی گزاره در نهاد ما نهاد

خوب می دانست تیغ تیز را

در کف مستی نمی بایست داد




دلم یک جای دنج میخواهد

آرام و بی تَنِش

جایی باید باشد غیر از این کنج تنهایی!

تا آدم گاهی آنجا آرام بگیرد

مثلا آغوش تو !




از راه وفا گاه ز ما یاد توان کرد / گاهی به نگاهی دل ما شاد توان کرد

صید دل ما لایق تیر تو اگر نیست /  از بهر خدا آخرش آزاد توان کرد

مستم ز می عشق چنان کز پس مرگم / صد میکده از خاکـ من آباد توان کرد . . .



لبخند ، شروع عشق است

محبت ، باغ عشق است

ناکامی ، داغ عشق

چشم ، راز عشق

وعده ، امتحان عشق

خاموشی ، درد عشق و رسوایی ، شرمندگی عشق . . .



دل من یه روز به دریا زد و رفت / پشت پا به رسم دنیا زد و رفت

زنده ها خیلی براش کهنه بودن / خودشو تو مرده ها جا زد و رفت . . .



نفست باران است

دل من تشنه ی باریدن ابر

دل بی چتر مرا مهمان کن . . .




سخت ترین دو راهی ، دوراهی بین فراموش کردن و انتظار است

گاهی کامل فراموش میکنی و بعد میبینی که باید منتظر می ماندی

و گاهی

آنقدر منتظر میمانی تا وقتی که میفهمی زودتر از این ها باید فراموش میکردی . . .




از تمام دنیا

یک صبح سرد

یک چای داغ

و یک صبح بخیر تو

برایم کافی ست . . .



گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود

گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد

گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شود

گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند

مراقب بعضی یک ها باشیم

در حالی که ناچیزند ، همه چیزند . . .




سوت‌ می‌کشد در هوا ، کابل‌ تلفنی‌ که‌ می‌توانست‌

زیباترین‌ عبارات‌ جهان‌ را

از عاشقی‌ به‌ عاشقی‌ برساند . . . !




سنگ هایـی کـــه من از یادِ تو بر دل میــــزدم

خانه ای میشد

اگر خانه بنا میکردم . . .




از وقتی که تــو رفتی ، آینده هیچ وقت نیامد که هیچ

گذشته هم هیچ وقت نگذشت . . .




بسترم صدف خالی یک تنهایی است

و تو چون مروارید

گردن آویز کَسان دگری . . .



آتش گرفتن ای غم و افروختم بس است

یک دم رها نمی کنی ام سوختم بس است

سنگین شدم ز درد و چو سنگی به در خویش

خون را چو لعل در جگر اندوختم بس است . . .



وقتی پایت خواب می رود

نمی توانی درست راه بروی

لنگ می زنی!

وقتی قلبت خواب می رود

نمی توانی درست فکر کنی.

عاشق می شوی !



فاصله خط عابر پیاده ندارد ، دست مرا بگیر و از آن رد کن ،

قرار دیدار ما هر نیمه شب ، خیالت که نمی گذارد بخوابم . . . !




تو را طلب نمیکنم…نه اینکه بی نیازم … صبورم . . .




می روم اما بدان یک سنگ هم خواهد شکست

آنچـــــنان که تارو پود قلب من از هــــم گسست

می روم با زخم هـــــایی مانده از یک سال سرد

آن همه برفی که آمـــــد آشـــــــیانم را شکست

می روم اما نگویــــــــی بی وفــــــا بود و نمــــاند

از هجوم سایه هــــا دیگر نگــــــاهم خسته است

راســــــتی : یادت بمــــــــاند از گـناه چشم تو

تاول غــــــربت به روی باغ احســــــاسم نشست

طـــــــرح ویران کـــردنم اما عجیب و ســــــاده بود

روی جلد خاطــــراتم دست طوفــــــان نقش بست



با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
چهارشنبه 30 فروردین 1391-11:11 ق.ظ





غربت دیرینه ام را با تو قسمت می کنم / تا ابد با درد و رنج خویش خلوت می کنم

رفتی و با رفتنت کاخ دلم ویرانه شد / من در این ویرانه ها احساس غربت می کنم



آرزو دارم بهاران مال تو / شاخه های یاس خندان مال تو

آن خداوندی که دنیا آفرید / تا ابد همراه و پشتیبان تو  . . .




هیچ میدانی ؟

تا تو در آغـوش من گل نکنی‌

این بهار ، بهار نمی‌‌شود . . .



سلام بر آنان که لایق سلامند / یک رنگ و یکدل و یک مرامند

هم گلند هم گنجینه هم دوست / هرچه از وی تعریف کنی نیکوست . . .




برو ای خوب من، هم بغض دریا شو ، خداحافظ

برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ

تو را با من نمی خواهم که “ما” معنا کنم دیگر

برو با یک “من” دیگر بمان “ما” شو، خداحافظ . . .



جاگذاشته ام دلی

هرکه یافت

مژدگانی اش تمام  “زندگی ام” . . .



عشق تصمیم نیست ، یک احساس است

 اگر ما میتونستیم تصمیم بگیریم که چه کسی را دوست داشته باشیم

  بعد از آن یک زندگی بسیار ساده و معمولی داریم

و از زندگی عاشقانه و جادویی سهمی نمیبریم . . .




لباس هایم که تنگ می شد

می بخشیدم به این و آن

ولی دل تنگم را ، حالا

چه کسی می خواهد !؟



خوشحالم که ساعتها را جلو کشیده اند

حالا یک ساعت کمتر از همیشه نیستی !



عطرهای خوب ، شیشه خالی شان هم بعد سال ها هنوز عطر می دهد

درست مثل جای خالی تو . . .



دلم برای سادگی ام میسوزد وقتی

دستانت را برایم مشت میکنی

میپرسی: گل یا پوچ ؟

در دلم میگویم : دستهای تو . . .



پیانیست نیستم

خوب می نوازد انگشتانم اما

اگر بر تن تو

نوازشگر شوند . . .



بی تو اما عشق بی معناست ، می دانی ؟

دستهایم تا ابد تنهاست ، می دانی ؟

آسمانت را مگیر از من ، که بعد از تو

زیستن یک لحظه هم ، بی جاست ، می دانی ؟



طعم سیب میدهد لب هایش و من گناهکارترین حوّای زمینم

بهشت همینجاست ، در آغوش تو با لب های ممنوعه ات . . .



در انتظار تو

کاسه ی صبر که هیچ

صبر کاسه هم لبریز شد . . . !

دوستت دارم



هر چه گویم عشق را شرح و بیان / چون به عشق آیم خجل مانم از آن

گرچه تفسیر زبان روشنگر است / لیک عشق بی زبان زان خوشتر است . . .



عشق ،یعنی که تکان خورده و سرپا بشویم

زورکی هم که شده در دل هم جا بشویم

آنقَدَر صبر که شاید علفی سبز شود

پای هم پیر شویم و متوفّی بشویم !



کتاب آغوشت

سوره ی لب هایت

آیه ی بوسه هایت

آنچنان پای بندم به این کیش

که هزار شیطان نمی توانند

لحظه ای

ذره ای

ایمانم را سست کنند . . .



من

دهقان فداکاری شده ام ، که تمام وجودش را به آتش کشیده روبرویت

و تو

قطاری که چشم  دیدن مرا ندارد . . .



زندگی شطرنج دنیا و دل است / قصه پررنج صدها مشکل است

شاه دل کیش هوسها میشود / پای اسب آرزوها در گل است

فیل بخت ما عجب کج میرود / در سر ما بس خیالی باطل است

ما نسنجیده پی سرباز او / غافل اینکه او حریفی قابل است

مهره های عمر من نیمش برفت / مهره های او تمامش کامل است . . .



با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
سه شنبه 8 فروردین 1391-10:12 ق.ظ



  • تعداد صفحات :7
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7