بخشید ، سایه ی من عاشق سایتون شده ، میشه همسایه شیم ؟
ღ♥ღ
اگر قلبم از چوب بود ، آن را به آتشکده ی چشمانت می سپردم !
ღ♥ღ
عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم ؟ / مهرت به سرای من بخوابد چه کنم ؟ / یکدم به سوال من جوابی بده دوست / روزی که دلم تو را بخواهد چه کنم ؟
ღ♥ღ
کاش میشد بوسه ها را قاب کرد / مثل نامه سوی هم پرتاب کرد / کاش میشد عشق را تقسیم کرد / مثل تک شاخه گلی تقدیم کرد .
ღ♥ღ
یادمان باشد اگر دور شدیم ، این صدای نفس خاطره هاست که چنین دلگرمیم .
ღ♥ღ
روزهایی که بی تو می گذرد / گرچه با یاد توست ثانیه هاش / آرزو باز می کشد فریاد / در کنار تو می گذشت ای کاش .
ღ♥ღ
نیستی کم نه از آیینه نه حتی از ماه / که ز دیدار تو من تشنه ترم تا از ماه / من محال است به دیدار تو قانع باشم / کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه .
ღ♥ღ
اول رخ به ما نبایست نمود / تا آتش ما جای دگر گردد دود / اکنون که نمودی و ربودی دل ما / ناچار تو را دلبر ما باید بود .
ღ♥ღ
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است / ماییم جای دیگر و او جای دیگر است / دیشب دلم به جلوه ی مستانه ای ربود / امشب پی ربودن دلهای دیگر است .
ღ♥ღ
بس که دلتنگم اگر گریه کنم میگویند / قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد .
ღ♥ღ
خیلی ها میگن دوری و دوستی ، ولی من میگم سخته زنده بودن وقتی دوری و نیستی !
ღ♥ღ
شب است و در سکوت شب نشسته ام به خاطرت / و دلخوشم به این دلی که بسته ام به خاطرت / ببین چگونه مهربان طلسم کرده ای مرا / که از تمام قبله ها گسسته ام به خاطرت .
ღ♥ღ
جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم / هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم .
ღ♥ღ
وصل تو کجا و من مهجور کجا / دردانه کجا ، حوصله ی مور کجا / هرچند ز سوختن ندارم باکی / پروانه کجا و آتش طور کجا .
ღ♥ღ
کاش میشد در سایه ی مژگانت ، لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم .
ღ♥ღ
کاش میشد با تو بودن را نوشت / تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت / کاش میشد روی این رنگین کمان / می نوشتم تا ابد با من بمان .
ღ♥ღ
میدونی چرا غروب همیشه سرخه ؟ چون هر وقت میبینه چقدر دوست دارم ، حسودیشون میشه !
