اس ام اس و جک داستان جدید - مطالب ابر دی 89
با عضویت در بلاگ از به روز شدن مطالب مطلع شوید





Powered by WebGozar

 
طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

آرشیو

آمار وبلاگ


 

PageRank Checking Icon



 

بخشید ، سایه ی من عاشق سایتون شده ، میشه همسایه شیم ؟


ღ♥ღ


اگر قلبم از چوب بود ، آن را به آتشکده ی چشمانت می سپردم !


ღ♥ღ


عشقت به دلم اگر بتابد چه کنم ؟ / مهرت به سرای من بخوابد چه کنم ؟ / یکدم به سوال من جوابی بده دوست / روزی که دلم تو را بخواهد چه کنم ؟


ღ♥ღ


کاش میشد بوسه ها را قاب کرد / مثل نامه سوی هم پرتاب کرد / کاش میشد عشق را تقسیم کرد / مثل تک شاخه گلی تقدیم کرد .


ღ♥ღ


یادمان باشد اگر دور شدیم ، این صدای نفس خاطره هاست که چنین دلگرمیم .


ღ♥ღ


روزهایی که بی تو می گذرد / گرچه با یاد توست ثانیه هاش / آرزو باز می کشد فریاد / در کنار تو می گذشت ای کاش .


ღ♥ღ


 نیستی کم نه از آیینه نه حتی از ماه / که ز دیدار تو من تشنه ترم تا از ماه / من محال است به دیدار تو قانع باشم / کی پلنگی شده راضی به تماشا از ماه .

ღ♥ღ


اول رخ به ما نبایست نمود / تا آتش ما جای دگر گردد دود / اکنون که نمودی و ربودی دل ما / ناچار تو را دلبر ما باید بود .


ღ♥ღ


 
ما را دلی بود که ز دنیای دیگر است / ماییم جای دیگر و او جای دیگر است / دیشب دلم به جلوه ی مستانه ای ربود / امشب پی ربودن دلهای دیگر است .


ღ♥ღ


 
بس که دلتنگم اگر گریه کنم میگویند / قطره ای قصد نشان دادن دریا دارد .


ღ♥ღ


 
خیلی ها میگن دوری و دوستی ، ولی من میگم سخته زنده بودن وقتی دوری و نیستی !


ღ♥ღ


 
شب است و در سکوت شب نشسته ام به خاطرت / و دلخوشم به این دلی که بسته ام به خاطرت / ببین چگونه مهربان طلسم کرده ای مرا / که از تمام قبله ها گسسته ام به خاطرت .


ღ♥ღ


جانا ز دست عشق تو ، یک دم نباشد راحتم / هر شب خیالت را کشم ، ای ماه تابان در برم .


ღ♥ღ


 
وصل تو کجا و من مهجور کجا / دردانه کجا ، حوصله ی مور کجا / هرچند ز سوختن ندارم باکی / پروانه کجا و آتش طور کجا .
 

ღ♥ღ


 
کاش میشد در سایه ی مژگانت ، لحظه ای به تماشای دریای خوشرنگ چشمهایت می نشستم .
 

ღ♥ღ


کاش میشد با تو بودن را نوشت / تا که زیبا را کشم بر هرچه زشت / کاش میشد روی این رنگین کمان / می نوشتم تا ابد با من بمان .
 

ღ♥ღ


میدونی چرا غروب همیشه سرخه ؟ چون هر وقت میبینه چقدر دوست دارم ، حسودیشون میشه !




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
دوشنبه 6 دی 1389-03:23 ب.ظ



می گویند: "مریلین مونرو " یک وقتی نامه ای به " البرت اینشتین " نوشت که فکرش را بکن که اگر من و تو ازدواج کنیم بچه هایمان به زیبایی من و هوش و نبوغ تو... چه محشری می شوند! آقای "اینشتین"در جواب نوشت: ممنون از این همه لطف و دست و دلبازی خانوم. واقعا هم که چه غوغایی می شود!
ولی این یک روی سکه است، فکرش را بکنید که اگر قضیه بر عکس شود چه رسوایی
بزرگی بر پا می شود !



روزی در یک میهمانی مرد خیلی چاقی سراغ برنارد شاو که بسیار لاغر بود رفت وگفت:آقای شاو ! وقتی من شما را می بینم فکر می کنم در اروپا قحطی افتاده است برنارد شاو هم سریع جواب میدهد : بله ! من هم هر وقت شما را می بینم فکر می کنم عامل این قحطی شما هستید!



روزی نویسنده جوانی از جرج برنارد شاو پرسید:«شما برای چی می نویسید
استاد؟» برنارد شاو جواب داد:«برای یک لقمه نان»نویسنده جوان برآشفت که:«متاسفم!برخلاف شما من برای فرهنگ مینویسم!»وبرنارد شاو گفت:«عیبی نداره پسرم هر کدام از ما برای چیزی مینویسیم که نداریم»!



نانسى آستور - (اولین زنى که در تاریخ انگلستان به مجلس عوام بریتانیاى
کبیر راه یافته و این موفقیت را در پى سختکوشى و جسارتهایش بدست آورده
بود) - روزى از فرط عصبانیت به وینستون چرچیل (نخست وزیر پرآوازه وقت
انگلستان ) رو کرد و گفت: من اگر همسر شما بودم توى قهوه‌تان زهر
مى‌ریختم.
چرچیل (با خونسردى تمام و نگاهى تحقیر آمیز): من هم اگـر شوهر شما بودم مى‌خوردمش)



میگن یه روز چرچیل داشته از یه کوچه باریکی که فقط امکان عبور یه نفر رو داشته… رد می شده… که از روبرو یکی از رقبای سیاسی زخم خورده اش می رسه
بعد از اینکه کمی تو چشم هم نگاه می کنن… رقیبه می گه من هیچوقت خودم رو کج نمی کنم تا یه آدم احمق از کنار من عبور کنه… چرچیل در حالیکه خودش رو کج می کرده… می گه ولی من این کار رو می کنم.

 




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
سه شنبه 30 آذر 1389-02:26 ب.ظ