اس ام اس و جک داستان جدید - مطالب ابر شعر طنز
با عضویت در بلاگ از به روز شدن مطالب مطلع شوید





Powered by WebGozar

 
طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

آرشیو

آمار وبلاگ


 

PageRank Checking Icon



 

شنیدم من شبی در خاک ایران

سخن  راندند  بر ضد دلیران

یکی از شاعران از جمع نسیان

به جنس مردها بس کرده عصیان

به کانون ادب چسبیده ایشان

به شعر و شاعری ........ ایشان

سلام ما بر آن سرکار شاعر

که در چشم ننش  گردیده ماهر

سلام ما بر آن خانم خوشرو

که شعر گفته ز بزغاله و یابو

همی گفته سخن زمو و ابرو

سخن در بحث گردنبند و بر و رو

خجالت نکشید از ساحت او

بلانسبت   همین خانم   پررو

نگفته صحبت از دامان کوتاه

لباس تنگ ٫  وای استغفرا...

دماغش رو عمل کرده ماشاالله

تادیروز کج بود امروز رو به بالا

داره از گشنگی می میره اما

میگه  باربی  رو  دیدی تو تا حالا

بگو مادر براش اسفند کنه دود

که ساکشن کرده بود دیروز تو جاجرود

نمی تونه  مثه  آدم بره  راه

پوشیده پاشنه بلند ٫ساق  کوتاه

دماق فیل مگه چقدر گشاده

که این همه زمرد در افتاده

خلاصه صحبتم از این قراره

کی گفته دل براتون بی قراره

ازاین حرفا نزن فایده نداره

که امثال شما بس بی شماره

عزیز من پسرها سیرسیرن

خیال نکن برات می خوان بمیرن

اگه روزی رسیدی به دانشگاه

نه خیلی فکر کنی گشتی تو آگاه

به جای اون همه ناز شکیلت

برو  کوتاه  بکن یکم  سیبیلت

آره  گربه  سیاه  لوس پرو

زبانم لال وای خانم سیبیلو

اگر گوشه ی چشمی دیدی از ما

کلات و  بردارو پرت کن تو بالا

نه اینکه فکر کنی خر گشته ایما

که می ترسیم بشی افسرده فردا

خلاصه هر چی فتنه ست توی عالم

همش زیر سر زن هاست از دم

چرا در لانه ی اژدرکنی چوب

که سرانجام می گردی تو مغلوب

چه گویم بیش از این قصه درازه

کنم حرفم به این یک بیت خلاصه

تو را درنبرد با دلیران چه کار

برو در ورامین چغندر بکار

شعر طنز / شعر طنز خنده دار / / طنز 2010 / طنز جالب

 




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
شنبه 6 شهریور 1389-09:14 ب.ظ



توجه : دوستان مطلب فقط برای طنز و سرگرمی بوده پس لطفا به کسی بر نخوره !

 

شاعر زن میگه :

 


به نام خدایی که زن آفرید / حکیمانه امثال من آفرید

خدایی که اول تو را از لجن / و بعداً مرا از لجن آفرید !

برای من انواع گیسو و موی / برای تو قدری چمن آفرید !

مرا شکل طاووس کرد و تورا / شبیه بز و کرگدن آفرید !

به نام خدایی که اعجاز کرد / مرا مثل آهو ختن آفرید

تورا روز اول به همراه من / رها در بهشت عدن آفرید

ولی بعداً آمد و از روی لطف / مرا بی کس و بی وطن آفرید

خدایی که زیر سبیل شما / بلندگو به جای دهن آفرید !


وزیر و وکیل و رئیس ات نمود / مرا خانه داری خفن! آفرید

برای تو یک عالمه کِیْسِ خوب / شراره، پری ، نسترن آفرید

برای من اما فقط یک نفر / براد پیت من را حَسَنْ آفرید !

برایم لباس عروسی کشید / و عمری مرا در کفن آفرید


شاعر مرد در جواب میگه :


به ‌نام خداوند مرد آفرین / که بر حسن صنعش هزار آفرین

خدایی که از گِل مرا خلق کرد / چنین عاقل و بالغ و نازنین

خدایی که مردی چو من آفرید / و شد نام وی احسن‌الخالقین

پس از آفرینش به من هدیه داد / مکانی درون بهشت برین

خدایی که از بس مرا خوب ساخت / ندارم نیازی به لاک، همچنین

رژ و ریمل و خط چشم و کرم / تو زیبایی‌ام را طبیعی ببین

دماغ و فک و گونه‌ام کار اوست / نه کار پزشک و پروتز، همین !

نداده مرا عشوه و مکر و ناز / نداده دم مشک من اشک و فین!

مرا ساده و بی‌ریا آفرید / جدا از حسادت و بی‌خشم و کین

زنی از همین سادگی سود برد / به من گفت از آن سیب قرمز بچین

من ساده چیدم از آن تک‌ درخت / و دادم به او سیب چون انگبین

چو وارد نبودم به دوز و کلک / من افتادم از آسمان بر زمین

و البته در این مرا پند بود / که ای مرد پاکیزه و مه‌جبین

تو حرف زنان را از آن گوش گیر / و بیرون بده حرفشان را از این

که زن از همان بدو پیدایش‌ات / نشسته مداوم تو را در کمین




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
چهارشنبه 19 خرداد 1389-10:07 ق.ظ



الهی! به مردان در خانه ات!

 

به آن زن ذلیلان فرزانه ات!

 


به آنانکه با امر روحی فداک!

 


نشینند وسبزی نمایند پاک!

 


به آنانکه از بیخ وبن زی ذیند!

 


شب وروز با امر زن می زیند!

 


به آنانکه مرعوب مادر زنند!

 


ز اخلاق نیکوش دم می زنند!

 


به آن شیر مردان با پیشبند!

 


که در ظرف شستن به تاب وتبند!

 


به آنانکه در بچّه داری تکند!

 


یلان عوض کردن پوشکند!

 


به آنانکه بی امر و اذن عیال

 


نیاید در از جیبشان یک ریال!

 


به آنانکه با ذوق وشوق تمام

 


به مادر زن خود بگویند: مام (!)

 


به آنانکه دارند با افتخار

 


نشان ایزو...نه! زی ذی نه هزار!

 


به آنانکه دامن رفو می کنند!

 


ز بعد رفویش اُتو می کنند!

 


به آنانکه درگیر سوزن نخند!

 


گرفتار پخت و پز مطبخند!

 


به آن قرمه سبزی پزان قدر!

 


به آن مادران به ظاهر پدر (!)

 


الهی! به آه دل زن ذلیل !

 


به آن اشک چشمان ممّد سبیل (!)

 


به تنهای مردان که از لنگه کفش

 


چو جیغ عیالاتشان شد بنفش!

 


:که مارا بر این عهد کن استوار!

 


از این زن ذلیلی مکن برکنار!

 


به زی ذی جماعت نما لطف خاص!

 


نفرما از این یوغ مارا خلاص!




با کلیک روی تصویر زیر از سایت ما در گوگل حمایت کنید

 
دوشنبه 23 فروردین 1389-06:14 ق.ظ